حوزه­‌های عدالت: در دفاع از کثرت­‌گرایی و برابری

مایکل والتسر در این کتاب در خلال طرح مبانی جدید از عدالت در دیدگاه رالز در این زمینه انتقاد می‌کند. او در این کتاب برای توزیع مواهب اجتماعی، اندیشۀ «برابری پیچیده» را مطرح می‌کند. والتسر معتقد است که مواهب اجتماعی را می‌­توان بر اساس سه اصل مبادلۀ آزاد، شایستگی و نیاز تقسیم نمود.

مایکل والتسر (متولد سوم مارس ۱۹۳۵) فیلسوف سیاسی و متفکر و استاد دانشگاه است. والتسر مدرک کار‌شناسی خود را در رشتۀ تاریخ از دانشگاه براندیس دریافت کرد. سپس به دانشگاه کمبریج رفت و نهایتاً دکترای خود را در سال ۱۹۶۱ از دانشگاه هاروارد گرفت. مدتی در دانشگاه ­هایی مثل پرینستون و هاروارد تدریس کرد. باید گفت تئوری عدالت جان رالز نقطۀ عطفی در فلسفۀ سیاسی معاصر به ویژه در آمریکاست. نظریه‌پردازان فلسفۀ سیاسی هر کدام با توجه به موضعی که نسبت به رالز و نظریاتش دارند، شناخته می‌­شوند. در این بین جماعت‌خواهان (Communitarians) منتقدان جدی رالز هستند.

مایکل والتسر از هواداران مستقل رالز است. والتسر کتاب ­هایی در حوزه ­های مختلفی از جمله فلسفۀ اخلاق سیاسی، عدالت اقتصادی، نقد اجتماعی رادیکالیسم، و مسئولیت سیاسی نگاشته است. تا به امروز وی ۲۷ کتاب تألیف کرده و بیش از ۳۰۰ مقاله نوشته که در مجلات مختلف علوم فلسفی و سیاسی منتشر شده است.

حوزه‌­های عدالت: در دفاع از کثرت­ گرایی و برابری کتابی است که مایکل والتسر در سال ۱۹۸۳ نگاشته است. والتسر با نگارش این کتاب سعی دارد مبانی عملی تازه­ ای برای عدالت ارایه نماید. شاید بتوان گفت این کتاب مهم­‌ترین اثر وی است. در این کتاب او اندیشۀ «برابری پیچیده» را مطرح می‌­نماید و علیه دیدگاه رالز مبنی بر اینکه می‌­توان کالا‌ها را با معانی و فحوای مختلف با یکدیگر جمع کرد و در یک طبقه بزرگ‌تر به نام کالاهای اولیه جای داد، استدلالاتی ارایه می‌­نماید. این کتاب را می‌­ توان تلاشی دانست در جهت آشتی دادن برخی عدم توافقات لیبرال­‌ها و جماعت­ خواهان (communitarians) در فلسفۀ سیاسی.

والتسر سخن خود را با این فرض ساده شروع می‌­ کند که افراد یک جامعه در پی آنند که از مواهب اجتماعی مختلفی برخوردار شوند، و ماهیت افراد ایجاب می‌­ کند که همه به دنبال مواهبی یکسان نباشند. بنابراین حوزه­‌های مختلفی ایجاد می‌­شود. یعنی متناظر با انواع نعمت‌ها، انواع حوزه‌ها شکل می‌گیرد: پول، قدرت، دانش، طول عمر، عشق، رحمت خدا و...

والتسر برای توزیع مواهب اجتماعی نظریۀ «برابری پیچیده» را مطرح می‌­ نماید. وی این نظریه را طی شش قضیه بیان نموده است. مهم­‌ترین این قضایا بدین قرار است: همه مواهبی که در عدالت توزیعی مطرح است، اجتماعی هستند. هر مجموعه ­ای از مواهب اجتماعی یک حوزه را تشکیل می‌­دهد که معیارهای خاصی دارد. بنابراین توزیع­‌ها باید مستقل از یکدیگر باشد. والتسر «برابری پیچیده» را در مقابل برابری ساده مطرح می‌­کند و مدعی است نمی‌­ توان در جهان امروز در مورد مواهب اجتماعی مهم از برابری ساده حمایت کرد.

والتسر معتقد است باید مانع از سلطۀ یک موهبت بر موهبتی دیگر شد. و نباید اجازه داد در جهان سرمایه‌داری، بازار بر همۀ حوزه‌‌ها مستولی شود. وظیفه دولت ایجاد نرده‌های نـمادین میان حوزه‌ها است. حوزه‌ها باید در کنار هم و در آن واحد وجود داشته باشند، اما نباید به مرز یکدیگر تجاوز کنند. نظامی عادلانه است که اعضایش بتوانند آزادانه به هر تعداد حوزه که می‌خواهند بپیوندند. وی معتقد است با برابری پیچیده، فرایند تبدیل به نابرابری منجر نخواهد شد، چون حوزهئ­های توزیعی مستقلی داریم. مسئله این است که در هر حوزه‌ای، غالباً موهبت خاص آن حوزه را گروه کوچکی در انحصار خود در می‌آورد و همین مایۀ نابرابری‌ها بین مردم می‌شود.

والتسر بر این باور است که مواهب اجتماعی را می‌­توان بر اساس سه اصل مبادلۀ آزاد، شایستگی و نیاز تقسیم نمود، و اجتماع سیاسی را باید زمینۀ توزیع موهبت های اجتماعی دانست. وی در تبیین نظریۀ «برابری پیچیده»، به موضوعاتی همچون پول و کالا، آموزش، عضویت افراد در جوامع، باز‌شناسی موقعیت افراد و قدرت سیاسی می‌­ پردازد. والتسر بر عضویت تمرکز ویژه ­ای دارد و معتقد است تا فردی در جامعه­ ای عضویت نداشته باشد نمی‌­تواند از مواهب اجتماعی برخوردار شود. از نظر والتسر هرچه بازار کامل­‌تر باشد، نابرابری­ های درآمدی کمتر خواهد بود.

والتسر پس از ارایۀ مباحثی مفصل در باب برابری پیچیده و بررسی حوزه ­های مختلف توزیع مواهب اجتماعی، به این بحث می‌­رسد که عدالت، موضوعی نسبی است. وی معتقد است که باید مواهب اجتماعی هر جامعه­ ای را بشناسیم تا بتوانیم در مورد عدالت در آن جامعه سخن بگوییم. و هر چه گسترۀ عدالت وسیع­‌تر باشد، با یقین بیشتری می‌­توان ادعا کرد که «برابری پیچیده» قالب مناسب عدالت است.
والتسر در این کتاب علاوه بر طرح و بسط نظریۀ «برابری پیچیده»، به ارتباط میان نسبی­‌گرایی و عدالت نیز نگاهی ویژه دارد. گرچه باید خاطرنشان کرد که والتسر خود را نسبی­‌گرا نمی‌­داند.

تعریف والتسر از سیاست و امر سیاسی نیز دارای اهمیت است. از دیدگاه لیبرال‌های کلاسیک، حوزۀ سیاست حوزه‌ای جدا از فرهنگ و اقتصاد است. والتسر با وجود موجی که در سال‌­های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ در مخالفت با دولت ایجاد شده بود، به دفاع از عملکرد دولت بازگشت و توجه متفکران را به نقش دولت در سیاست معطوف نمود. وی معتقد است دولت یک پدیدۀ سیاسی است و «سیاست همواره مستقیم‌ترین راه برای دستیابی به سلطه است و قدرت سیاسی احتمالاً مهم‌ترین و یقیناً خطرناک‌ترین موهبت اجتماعی در تاریخ بشر است». او همچنین بر این باور است که بدون دخالت دولت امکان برقراری عدالت حداقلی نیز وجود نخواهد داشت.

یکی از مسایل دیگری که والتسر در کتابش بیان می‌کند این است که نمی‌توان و نباید انتظار داشت عدالت به معنای کلان خود در یک جامعه مستقر شود. زیرا جامعه از اعضای بسیار زیادی تشکیل شده است. از این‌رو سخن گفتن از عدالت در حوزه‌های مختلف یک جامعه واقع‌بینانه‌تر است تا سخن گفتن از عدالت در بعد کلان آن. بنابراین عدالت به شکل آرمانی فقط در یک جامعۀ فرضی و خیالی یا به تعبیر والتسر پیش از خروج از پرده جهل ممکن است.

نکتۀ دیگر اینکه از افلاطون تاکنون این عقیده رایج بوده است که فقط یک نظام توزیع عادلانه متصور است. والتسر در حوزه‌های عدالت از تکثرگرایی در عرصه عدالت اجتماعی دفاع می‌کند و مدعی است هر حوزه از حوزه‌های گوناگون موهبت ­های اجتماعی ویژگی‌های خود را دارد و نمی‌توان اصولی عام را مبنای توزیع همۀ حوزه ­های موهبت­ های اجتماعی دانست.

اطلاعات کتاب‌شناختی:     
والتسر، مایکل. حوزه­‌های عدالت، ترجمۀ صالح نجفی، نشر ثالث،